خرید بک لینک

مبادا ...

غزل اجتماعی جعفر سیّد

مبادا ... / غزل اجتماعی جعفر سیّد

اشاره:

واژة «مبادا» که در بیت اول است، در دیگر ابیات به قرینه معنوی حذف شده اما در مفهوم آن مستتر است.

مبادا هرچه بادا باد باشد

لگام اسب دل آزاد باشد

.

به گرگ و میش دشت زندگانی

شغالی جای یک صیاد باشد[1]

.

بچاپد هرکه در چاپ فضایح

بتیغد هرکسی جـلاد باشد

.

(مبادا) خلیفه نشنود دادی ز مردم

ز بس غوغایی از بیداد باشد[2]

.

به ما داروغه گوید هر دروغی

تمام وعده­اش مازاد باشد

.

کسی غم را اگر خواهد بشوید،

به نرخ روز، نانش شـاد باشد

.

بپیچد قبله سوی هرکه شاه است

مرامش، دست حزب باد باشد

.

به جای تـوس و گـودرز زمانه

یکی کاووسِ کی، دامـاد باشد[3]

.

وجودی را ندیدم در سجودی

به جِد کو در پی ایجـاد باشد

.

نجنبد کاهی از کوهی به دنیا

غزل حتی اگر فریـاد باشد

8 آبان 1400

[1] - یعنی چنین مباد.

[2] - (یعنی مبادا سر و صدای سیاسی موجب شود داد مظلومی به گوش صاحب منصب نرسد)

[3] - (مبادا داماد منظور داوطلب مناصب، برای درآمد، مسکن و مواجب عروس اجتماع را تصاحب نماید.)

برچسب: نویسنده: هیراد محمدپور تاريخ: جمعه 9 مرداد 1405 ساعت: 4:25

صفحه بندی